تبليغاتX
آیسان

عجب دنیایی شده

نمی دونم میدونید یا نه

اصلا دور و ور خودتونو نگاه کردید تا حالا دقت کردید که آدمها با هم چطور برخورد می کنند؟ چیا به هم میگند ؟ و خلاصه هزار چیز دیگه.

ما این تو شرکتمون یه همکار داریم که یه کم بگی نگی سبک عقله موقع ناهار که میشه این آقایون شرکت دورش می کنند و هزار جور ادا سر این بدبخت میارند و می خندن اونم با این که میدونه دارن سر به سرش می زارن نمیتونه جوابشونو بده خودش قاطی بحث میشه و خودشو مسخره می کنه. عجب آدمهایی گیر میاد نه؟ 

نوشته شده توسط آیسان در ساعت 13:18 | لینک  | 

گفتگو با خدا

خواب ديدم با خداوند در ساحل رودخانه اي قدم مي زنم.

نا گهان فراز ها و نشيب هاي صعودم در زندگي،

همچون برق و باد از جلوي ديدگانم عبور كرد.

نيك نگريستم؛

در فرودهاي زندگيم،

هر كجا كه آسودگي و شادماني و لذت بود،

دو رد پا بر ماسه ها مشاهده ميشد.

اما در فراز هاي زندگيم،

هر كجا كه سختي و درد و رنج بود،

تنها يك رد پا مي ديدم.

گفتم: " اي خدا!

قرار بود كه تو همواره با من باشي،

اما در هنگام مصيبت و بلا،

آنگاه كه سخت به تو محتاجم،

چرا تو با من نيستي؟

رد پايت را نمي بينم؟ "

خداوند لبخندي زد و گفت:

" آن زمان كه تنها يك رد پا مي بيني؛

زماني است كه من تو را در آغوش خويش حمل مي كنم. "

خنديدم و گفتم : " و شايد من تو را در دل خويش! "

نوشته شده توسط آیسان در ساعت 11:37 | لینک  | 

یه مشکلی برام پیدا شده البته مشکل که نه یه جورایی میشه گفت کارم دراومد  موضوع پایان نامم رو انتخاب " زمان و برداشت از آن در گروههای مختلف انسانی با تاکید بر گروههای شغلی" منتهی یه مشکلی دارم و اونم اینکه هنوز واسه خودم جا نیوفتاده که منظورم از این موضوع چی بوده . خودم هم خیلی دوسش دارم اما نمیدونم چرا نمی فهممش. حالا اگه کسی می تونه کمکم کنه ممنون میشم.

اما یه خبر دیگه اینکه یه سری لینک گذاشتم که مربوط به کسب درامد و این حرفهاست یه سری بزنید بد نیست .

 

نوشته شده توسط آیسان در ساعت 8:42 | لینک  | 

دوستان خوبم سلام

ببخشید تو این مدت نتونستم بیام و مطلب جدیدی وارد کنم امیدوارم که از دستم ناراحت نشده باشید از اینکه تو این مدت نتونستم بهتون سر بزنم و ...

به هر حال حالا اومدم تا دوباره بنویسم امیدوارم شما هم کمکم کنید.

نوشته شده توسط آیسان در ساعت 14:20 | لینک  |